انرژی مثبت
برای آنان که به موفقیت خود می اندیشند
انیشتین میگفت : « آنچه در مغزتان میگذرد، جهانتان را عده اي از بازرگانان و افراد مرفه دربار با بي توجهي از كنار تخته سنگ عبور كردند. عده زيادي هم از مردم عادي با ديدن تخته سنگ شاه را ملامت مي كردند و او را مقصر مي دانستند كه چرا جاده ها را آباد نمي كند و به وضعيت آنها رسيدگي نمي كند. اما هيچكس براي برداشتن تخته سنگ از وسط جاده كاري انجام نمي داد. پس از مدتي كه افراد زيادي رفت و آمد كردند يك روستايي كه بار سبزيجات داشت از راه رسيد. آن مرد روستايي به محض اينكه به تخته سنگ رسيد بارش را به زمين گذاشت و شروع به هل دادن تخته سنگ كرد تا اينكه بعد از مدتي با زحمت زياد توانست تخته سنگ را از وسط جاده به كناري بغلتاند. بعد از برداشتن تخته سنگ از وسط جاده مرد روستايي يك كيسه پول درست در جاييكه قبلاً تخته سنگ بود پيدا كرد وقتي مرد روستايي در كيسه را باز كرد با مقدار زيادي سكه هاي طلا و يك يادداشت مواجه شد كه در آن نوشته شده بود: طلاها متعلق به كسي است كه تخته سنگ را از سر راه مردم كنار بزند. مرد روستايي چيزي آموخت كه بسياري از ما در مواجهه با سختي ها متوجه آن نمي شويم. «هر مانعي كه سر راه ما بوجود مي آيد فرصتي براي پيشرفت در اختيار ما مي گذارد.» روزگاری مرید ومرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند وتا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. نا گهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. واو نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند. «پائولو كوئیلو» پس نتیجه می گیریم كه هر شكست لااقل این فایده را دارد كه انسان یكی از راههایی را كه به شكست منتهی می شود می شناسد. روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد: وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. راهکارهای تقویت تفکر مثبت: جان اسارف: "مسئله اینجاست که بیشتر مردم به چیز هایی فکر می کنند که نمی خواهند و تعجب می کنند که چرا این چیز ها مدام در زندگی شان پیدا می شوند." شاید استفان لواین، اولین نویسنده ای باشد كه این پرسش مهم را با لحن كوبند ه و منحصر به فردش مطرح كرده است: (اگر فقط یك ساعت از زندگی تان باقی مانده باشد و توی این یك ساعت بتوانید فقط و فقط به یك نفر تلفن بزنید، به چه كسی تلفن می زنید و چه می گویید؟) و بعد، بلافاصله می پرسد: (و حالا چرا معطلید؟ منتظر چه هستید؟) اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره. و نکته فوق العاده جالبش اینه که ... گل در آن باید کاشت گر نکاری٬گل من علف هرز در آن می روید زحمت کاشتن یک گل سرخ کمتر از برداشتن هرزگی آن علف است و به همان اندازه انرژی منفی همان چیزی است كه در ذهن خود تصویری درست از آن نداریم؛ تاریكی و ظلمت ونفرت(كه مهمترین سلاح برای شیطان به شمار می رود) بد جنسی ،شرارت، رذالت ،بی صبری، خود خواهی ،تعصب، نا امیدی و یاس و اندوه . هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد از خویش مشخص خواهد ساخت که او چه هست وچه خواهد بود.شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید»،اما بیش از آنچه باور دارید«می توانید» انجام دهید . هر آنچه كه تا به امروز داريم و يا هستيم، نتيجه افكار و احساسات گذشته ما بوده كه الان نتيجهاش را ميبينيم. پس اگر بخواهيم آيندهاي درخشان (بنا به خواسته خود) داشته باشيم، بايد از هم اكنون تمام افكار و احساسات خود را بهصورت مثبت به آن سمت هدايت كنيم. وقتی به در ورودی کوتاهی نزدیک می شوید نه مجبور به توقف کردن هستید ونه مجبورید سرتان را به در بکوبید شما نیروی خلاقی دارید که امکان انتخاب هر یک از این روشها را به شما میدهد. الفرد ادلر افراد موفق کارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلکه کارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند.تنها راهي که به شکست مي انجامد، تلاش نکردن است. کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بود روی ساحل نوشت: دریا دزد کفشهای من!... برداشتهای دیگران در مورد خودت را در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی.. - قانون تفکر مثبت - قانون تجسم - قانون تمرین - قانون تلاش معکوس - قانون وضوح اهداف قانون جذب همان راز معروف است كه در فيلم راز سر و صدايي در کل جهان به پا كرده که می گوید فقط چیزهایی به سمت تو می آیند و نصیب ات می شوند که تو چهار مرحله را برای رسیدن به آنها طی کرده باشی : 1-آنها را خواسته باشی و در واقع صدا زده باشی . که اینکار به صورت فکر کردن به آن خواسته شروع می شود. 2-یقین داشته باشی که به محض طلب و خواستن ات چیزی در جهان هستی شروع به تغییر و سازماندهی و دوباره چیدن دنیا می شود که تو به خواسته ات برسی. ۳-تا لحظه وصال یعنی تا لحظه رسیدن به آنچه طلب کرده ای طوری فکر کنی و رفتار کنی و از همه مهم تر احساس کنی که انگار به آن چیز رسیده ای! ۴-از کاینات و جهان هستی به خاطر هر چه به شما می دهد و داده و خواهد داد تشکر و سپاسگذاری کنید. قانون جذب می گوید : به هر چیزی که فکر می کنید ، آن چیز به سمت شما جذب می شود. شروع کار با فکر است. پس باید به شدت مواظب چیزهایی که روی آنها تمرکز می کنیم و به آنها توجه می کنیم باشیم. ساده ترین ذهنیتی که می توان از قانون جاذبه داشت ، این است که خودمان را به شکل یک آهن ربا فرض کنیم. از آنجا که لاک پشت ها به طور کلی در همه موارد تند عمل می کنند،مدت زیادی طول کشید تا برای سفر آماده شوند! آنها بالاخره در سال سوم سفرشان جایی را برای اقامت پیدا کردند.حدود شش ماه محوطه را تمییز کردند و سبدغذایشان را باز کرده،و مقدمات را آماده کردند...و یک دفعه متوجه شدند که نمک نیاوردند! خوردن غذا بدون نمک یک فاجعه بود،و همه آنها در این مورد موافق بودند.بعد از یک بحث طولانی،جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد.لاک پشت کوجک ناله کرد.جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید،گرجه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود! او قبول کرد که به این شرط این کار را انجام بدهد:این که هیج کس تا وقتی او برنگشته جیزی نخورد. خانواده قبول کردند و لاک پشت کوچک به راه افتاد. سه سال گذشت و لاک پشت کوچک بر نگشت.پنج سال...شش سال...سپس در سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت که دیگر نمی توانست گرسنگی را تحمل کند گفت که قصد دارد غذا بخورد و شروع به باز کردت یک ساندویچ کرد. در این هنگام ناگهان لاک پشت کوچک از پشت درختی فریاد کنان بیرون پرید:"می دانستم که منتظر من نمی مانید.حالا من هم نمی روم نمک بیاورم"!!! برخی از ما زندگی خود را در این انتظار تلف می کنیم که دیگران به تعهداتی که از ایشان توقع داریم عمل کنند و آنقدر نگران کارهایی که دیگران انجام می دهند یا نمی دهند هستیم که خودمان عملا هیچ کاری انجام نمی دهیم.
میآفریند. »
استفان كاوی (از سرشناسترین چهرههای علم موفقیت) احتمالاً
با الهام از همین حرف انیشتین است كه میگوید:« اگر میخواهید در زندگی و
روابط شخصیتان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایشها و رفتارتان توجه
كنید؛ اما اگر دلتان میخواهد قدمهای كوانتومی بردارید و تغییرات اساسی
در زندگیتان ایجاد كنید باید نگرشها و برداشتهایتان را عوض كنید .»
ادامه مطلب
موفقیت یعنی از ناممکن ها،ممکن ساختن.
موفقیت یعنی همیشه جانب حق را نگاه داشتن.
موفقیت یعنی با آرامش زیستن.
موفقیت یعنی ناکامی ها را جدی نگرفتن.
موفقیت یعنی از تجارب انسان های موفق درس گرفتن.
موفقیت یعنی اشتباه را پذیرفتن و تکرار نکردن آن.
موفقیت یعنی با شرایط مختلف خود را وفق دادن.
موفقیت یعنی تکیه گاه بودن برای دیگران.
موفقیت یعنی قدردان بودن.
موفقیت یعنی خسته نشدن از مبارزه با دشواری ها.
موفقیت یعنی خندیدن به آنچه دیگران مشکلش می پندارند.
موفقیت یعنی توانایی دوست داشتن.
موفقیت یعنی عاشق زندگی بودن.
موفقیت یعنی صبور بودن.
موفقیت یعنی حفظ خونسردی در شرایط دشوار.
آموخته ام که
با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه، رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه، مي توان کتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه.
آموخته ام ... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي
آموخته ام ... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است
آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت
آموخته ام ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم
آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم
آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي
آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است
آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند
آموخته ام ... که پول شخصيت نمي خرد
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند
آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم
آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد
آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان
آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد
آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم
آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم
آموخته ام ... که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام ... که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم
آموخته ام ... که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد
روز بعد مرید و مرشد .....
ادامه مطلب
وقتی عبارت تأکیدی را خواندید با صدای بلند ۳ مرتبه آن را تکرار کنید. تصور کنید که قدرت این کلمات، تأثیر عمیقی بر ذهن شما میگذارند و در روح و ذهن شما طنینافکن میشوند. تصور کنید که شما و دنیای اطرافتان در عشق احاطه شدهاید. حال این عبارت تأکیدی را ۳ بار دیگر تکرار کرده و احساس کنید که صدای این کلمات در تار و پود بدنتان نفوذ میکند و حسی خوب و مثبت را به شما انتقال میدهد.
لحظهای دقت کن و ببین این فکر تا چه حد با افکار معمول و متداول تو هماهنگ یا متفاوت است. به خودت یادآوری کن که میتوانی افکارت را انتخاب کنی و میتوانی تصمیمگیری که افکار روزمرهات را با افکار مثبت جایگزین سازی.
تمرین تفکر مثبت، دید بهتری به شما میبخشد. وقتی حالت ذهنی مثبت باشد قادرید از پس هر مسئلهای هرچهقدر هم استرسزا و ناراحتکننده باشد به نحو مؤثری برآئید. این توانائی (مثبتنگری) به سلامت جسم و روح شما کمک میکند و درهای جدیدی را به رویتان میگشاید. تمرین روزانه را به یاد داشته باشید.
● تمرین:
بهطور مرتب در طی روز لحظاتی توقف کنید و ببینید مشغول فکر کردن به چیزی هستید. اگر متوجه شدید که بیشتر افکار شما منفی هستند سعی کنید یک نکته مثبت در آنها پیدا کرده و فکرتان را تصحیح کنید.
این قانون ساده را به یاد داشته باشید: هیچوقت به خودتان حرفی نزنید که حاضر نباشید آن حرف را به دیگران بزنید.
اشخاص شاد، اندیشه های شاد دارند. موفقها،اندیشه موفق دارند.عاشقان به عشق و محبت می اندیشند.ثروتمندان به ثروت فکر می کنند.
علاوه بر این، به آنچه اغلب به خودتان بگویید تبدیل می شوید.موفقها گفت و گوی درون خود را کنترل می کنند.آنها با خود مثبت حرف می زنند.شاید قدرتمندترین حرفهایی که برای ایجاد عزت نفس می توانید بزنید این عبارت است:«من خودم را دوست دارم».
هر بار بگویید:«خودم را دوست دارم!»، عزت نفس بیشتری پیدا می کنید.وقتی «خودم را دوست دارم!» را به تکرار می گویید،تغییری شیمیایی در مغز خود ایجاد می کنید.اندروفین را در مغزتان آزاد می کنید و این گونه به احساسی خوش دست پیدا می کنید. هر چه بیشتر «خودم را دوست دارم!» را تکرار کنید، احساس اعتماد و اطمینان بیشتری می کنید و عملکردتان به همان اندازه بهتر می شود.
عده ای از بازرگانان و افراد مرفه دربار با بی توجهی از کنار تخته سنگ عبور کردند. عده زیادی هم از مردم عادی با دیدن تخته سنگ شاه را ملامت می کردند و او را مقصر می دانستند که چرا جاده ها را آباد نمی کند و به وضعیت آنها رسیدگی نمی کند. اما هیچکس برای برداشتن تخته سنگ از وسط جاده کاری انجام نمی داد. پس از مدتی که افراد زیادی رفت و آمد کردند یک روستایی که بار سبزیجات داشت از راه رسید. آن مرد روستایی به محض اینکه به تخته سنگ رسید بارش را به زمین گذاشت و شروع به هل دادن تخته سنگ کرد تا اینکه بعد از مدتی با زحمت زیاد توانست تخته سنگ را از وسط جاده به کناری بغلتاند.
بعد از برداشتن تخته سنگ از وسط جاده مرد روستایی یک کیسه پول درست در جاییکه قبلاً تخته سنگ بود پیدا کرد وقتی مرد روستایی در کیسه را باز کرد با مقدار زیادی سکه های طلا و یک یادداشت مواجه شد که در آن نوشته شده بود: طلاها متعلق به کسی است که تخته سنگ را از سر راه مردم کنار بزند.
مرد روستایی چیزی آموخت که بسیاری از ما در مواجهه با سختی ها متوجه آن نمی شویم.
«هر مانعی که سر راه ما بوجود می آید فرصتی برای پیشرفت در اختیار ما می گذارد.»
متفاوت عمل کنید. گاهی تمام قواعدی را که سال ها به آن عادت کرده و انجام داده اید به هم بریزید و شرایط دیگری را در پیش بگیرید. این رفتار باعث می شود انرژی زیادی را در بدن خود به وجود آورید و به این علت شادابی زیادی در وجودتان احساس کنید.همواره در یک حالت زندگی کردن و خو گرفتن به شرایطی خاص باعث می شود فرد از نظر روحی و جسمی احساس خمودگی کند و این خمودگی روی او آنقدر تأثیرات منفی بر جای می گذارد که کم کم احساس افسردگی را در او به وجود خواهد آورد و یک حالت بیمارگونه به او خواهد داد.
از طرف دیگر فردی با این شرایط باعث ایجاد مشکل در اطرافیان خود خواهد شد و صدمات جبران ناپذیری را نیز به آنها وارد خواهد ساخت. برای این که خود و خانواده تان را سرشار از انرژی کنید، ترک عادت کنید. به جای این که آرام قدم بردارید، بدوید. به جای این که لبخند بزنید، بلند بخندید و به جای این که گوشه ای کز کنید، از خانه بیرون بروید. اگر هر روز و شب در حال آشپزی هستید، برای یک روز هم که شده با آشپزخانه خداحافظی کنید. با این تغییرات مطمئن باشید موجی از انرژی را در خود احساس خواهید کرد.
کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد. پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد. استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد میتواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاهها ببیند.
در طول شش ماه استاد فقط روی بدنسازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد. بعد از شش ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار میشود. استاد به کودک ۱۰ ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد. سرانجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان، با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد. سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاهها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود. وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد راز پیروزیاش را پرسید.
استاد گفت: دلیل پیروزی تو این بود که اولا به همان یک فن به خوبی مسلط بودی. ثانیا تنها امیدت همان یک فن بود و سوم اینکه تنها راه شناخته شده برای مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود، که تو چنین دستی نداشتی.
یاد بگیر که در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت استفاده کنی. راز موفقیت در زندگی، داشتن امکانات نیست، بلکه استفاده از "بی امکانی" به عنوان نقطه قوت است.
اگر شما در خانوادهای فقیر بزرگ شدهاید که نتوانستهاید تحصیلات خوبی داشته باشید یا اینکه اگر معلولیتی داشته باشید عقبتر از بقیه هستید، جادهی موفقیتتان طولانیتر و دشوارتر از دیگران است، اما این ابدا دلیل بر این نیست که نتوانید از آنها جلو بزنید.
وینستون چرچیل میگوید: «موفقیت یعنی رفتن از شکستی به شکست دیگر، بدون از دست دادن شوق برای رسیدن به هدف.»
ادامه مطلب
شیوه ای از فکر کردن است که فرد را قادر میسازد نسبت به رفتارها، نگرش ها، احساس ها، علایق و استعدادهای خود و دیگران برداشت و تلقی مناسبی داشته باشند و با حفظ آرامش و خونسردی بهترین و عاقلانه ترین تصمیم را بگیریم.
همانطور که گفته شد افکار از چنان قدرتی بر خوردارند که می توانند سازنده یا ویرا نگرباشند، بنابراین باید به خود وفرزندانمان بیاموزیم که افکارمان را هوشمندانه کنترل کنیم تا در زندگی به موفقیتها و کامیابی های بزرگی دست یابیم.
1- نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود را خوب، توانا و با ارزش بدانیم.
.....
ادامه مطلب
تنها دلیل اینکه مردم به چیز هایی که می خواهند نمی رسند این است که بیشتر به چیز هایی فکر می کنند که نمی خواهند تا چیز هایی که می خواهند. به افکارت توجه کن و به جمله هایی که می گویی گوش کن، قانون جذب همیشه افکار تو را عملی می کند، خواه مثبت و خواه منفی. قانون جذب مسلم است و اشتباه نمی کند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.
خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:
- "چه خوب شد زنگ زدی!"
- " داشتم بهت زنگ می زدم!"
- "داشتم بهت فکر می کردم!"
- "حلال زاده!"
- "دل به دل لوله کشی شده!"
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
این یک واقعیت است که هیچ کس حتی شما هم نمی توانید به همه کارهایی که باید انجام دهید برسید و آن را تمام کنید. برای همین ضروری است که در انجام برخی از کارها تنبلی کنید! به عبارت دیگر, باید قورباغه هایی را که کوچکترند و یا کمتر زشت هستند نخورید و در عوض بزرگترین و زشت ترین قورباغه را قورت بدهید.
ادامه مطلب
برای شروع کار باید لیستی از تمام کارهایی که باید در روز آینده انجام دهید تهیه کنید. روی کاغذ فکر کنید.
آنگاه قبل از آنکه شروع به کار کنید کنار هر یک از مواردی که در لیست خود نوشته اید یکی از حروف الف ب پ یا ث را بنویسید.
ادامه مطلب
شما چطور درشت ترین وزشت ترین قورباغه خود را می خورید؟ به همین ترتیب: اول آنرا به فعالیت های معینی که باید قدم به قدم انجام شوند تقسیم می کنید و سپس با اولینشان شروع می کنید.
ذهن شما یعنی توانایی شما برای تفکرو برنامه ریزی و تصمیم گیری قدرتمند ترین وسیله ای است که برای غلبه بر تنبلی و افزایش بهره وری خود در اختیار دارید.توانایی شما در تعیین هدف برنامه ریزی و انجام کار روند زندگی شما را مشخص می کند. فکر کردن وبرنامه ریزی کردن به خودی خود توانایی های ذهنی شما را شکوفا می کند. و انرژی های ذهنی و جسمی شما را شکوفا می کند و انرژی های ذهنی و جسمی شما را افزایش می دهد.برعکس همانطور که آلکس مک کنزی می گوید: وارد عمل شدن بدون برنامه ریزی علت همه شکست هاست.
ادامه مطلب
نورمن وینست پیل
جيمز آرتوري (فيلسوف)
مردی که از دریا ماهی گرفته بود روی ماسه ها نوشت:دریا سخاوتمندانه ترین سفره هستی!...
موج آمد و جملات را با خود شست...
تنها برایم این پیام را باقی گذاشت:
من در تمامي لحظه ها مثبت فكر ميكنم حتي اگر به اونها نرسم برايم تفريحي زيباست مثبت فكركن تا نتيجه هاي خوب ببيني .
هر چيزي رو كه دائما در ذهن و فكر و دل تجسم كنيم توي دنياي فيزيكي به واقعيت بدل مي كنيم .
هر چیزی را که مرتبا تمرین کنید تبدیل به یک عادت جدید می شود . و يك عادت خوب من رو به هدفم بيشتر مي رسونه .
هر چه بیشتر تلاش کنید که به زور رابطه ی خوبی با دیگران ایجاد کنید کمتر موفق خواهید شد .
برای ایجاد یک رابطه ی خوب کافی است فقط راحت باشید ، خودتان باشید و از لحظاتی که با دیگران هستید لذت ببرید .
هر چقدر با وضوح بیشتری بدانید که چه می خواهید و حاضرید چه اقداماتی برای دستیابی به آن انجام دهید احتمال موفق شدن و رسیدن به آنچه می خواهید بیشتر می شود .
روشن بودن اهداف مورد نظر مانند مغناطیسی عمل می کند که اقبال را به سوی شما می کشد .

